نيايشنيايش، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 7 روز سن داره

امید و آرزوی مامانی و بابایی

گلچین نه و ده ماهگی عزیزترینم

دختر قشنگم دیگه داری بزرگ میشی اینم کیک نه ماهگیته که از دیدن نور و صدای شمعش کلی ذوق کردی بهت و تعجب   عکسها در ادامه مطلب   قربون اون دستهای کیکیت برررررررررررررررررررررم خنده های نازت با دو تا دندون وقتی میگفتم نیایش لالا کن   محو تماشا   تولد حلما   اینم کیک ده ماهگی کیک رفته روی میز و  قصد حمله داری بالاخره رسیدی اینم یه کیک خوشمزه دیگه با طعم نیایش اینجا هم ویلای خاله سیمین برای یادآوری مخصوص خاله فرزانه و دخترم وقتی بزرگ شدی بدونی که درختها چه اندازه بودند و با بزرگ شدن تو حیاط خونه خاله چه شکلی میشه ...
19 دی 1391

گلچین هفت و هشت ماهگی غنچه مامان

عکسهای این ماهت هم کیفیت خوبی نداره چون از روی فیلم برات گرفتم باید مامان رو ببخشی عزیز دلم قربونت برم خیلی دوست داشتم از این ژستت عکس بگیرم که بالاخره موفق شدم   قربون اون خنده هات برم که الان دیگه مدل خندیدنت هم عوض شده     ادامه عکسها در ادامه مطلب       در حال دیدن تلویزیون البته مااااااااااااااات راحت بخوام گلم آرزوم آرامش توئه         اولین باری که مامان برده بودت شهر بازی   ...
19 دی 1391

گلچین چهار ماهگی گلکم

الهی مامان قربونت بره عکسهاتو که میبینم یاد روزهای خوشگلی میافتم که با هم داشتیم     ادامه عکسهای چهار ماهگی در ادامه مطلب از اول هم خیلی به توپ علاقه داشتی توپ جز اولین کلماتی بود که ادا کردی (پوپ) اینجا بغل عمه سمیه نشستی و باز هم توپ به دست البته با کمک عمه هنوز خوب نمیتونستی چیزی رو دستت بگیری قصد نشستن داری دیگه گلم سیب جز میوه های مورد علاقت بود یه مدل لالا اینم یه مدل لالا     این عروسکتو خیلی دوست داشتی و داری ودسته کلیدت رو اما الان تحویلش نمیگیری زیاد قربونت برم پتو رو تا بالای سرت تکون میدادیم کلی میخندیدی اینجا هم بابایی داره پتو رو ...
7 دی 1391

گلچین پنج و شش ماهگی نانازم

دخترم زندگیمونو با وجودت زیبا کردی این عکسها رو با عشق ازت گرفتم بسیار دوستشون دارم و میدونم رفیق روزهایی میشه که دیگه پیر شدم عاشششششششقتم بی نهایت  مامانی هنر به خرج داده دخترم هم همکاری کرده  وااااااای هاپو نگیردت    قربونت برم که همه چیز رو میبردی تو دهن کوچولوت    فدای ژستات بشم گلم روزهای اولی هست که سوار روروئک شدی  عکسهای جیگررررررررررررم در ادامه مطلب      این خنده های مخصوص 6 ماهگیته   تازه میتونستی خوب بشینی    اولین کتابی که تو زندگیت پاره اش کردی        این هم تنها...
7 دی 1391

گلچین ماه اول

دختر گلم  چون چند ماه اول دوربین عکاسی نداشیم اما تا دلت بخواد فیلم داری و این عکسها رو از روی فیلمت گرفتم بابایی خیلی اصرار داشت که عکسهای خیلی کوچولویی دختر نازمون رو هم تو وبلاگش بزارم و ما هم گفتیم چششششششششششششششم   عکسهای یک ماهگی نیایش مامان در ادامه مطلب نیایش مامان اینجا دو روزه بودی و هنوز بند نافت هم نیفتاده تو شش روزگی بند ناف دختر گلم هم افتاد و مامانی رو خیلی خوشحال کرد   اینجا هم شش روزه بودی قربون پاهای کوچولت برم مامان اینجا هم رفتی حمام ده روزگی اولین بار رفتیم خونمون و شما هم برای اولین بار تو تخت خودت خوابیدی روز دهم پانزده روزه مامان بغل آقاجون ...
2 دی 1391

گلچین عکسهای دو و سه ماهگی

اینها هم عکسهای دو و سه ماهگی عشق مامان که دیگه داشت توپولو میشد   عکسهای جیگر مامانش در ادامه مطلب   نیایش در آغاز دو هاهگی برای اولین بار داره میره مسافرت پابوس امام رضا و خونه بابابزرگش در راه بازگشت تو شهربجنورد لالا کرده و مامان و بابا عمه سمیه دارن غذا میخورن اینجا هم نمایی دیگه از عششششششششق مامان روزیه که رفته بودی مهمونی هرچند لباست خوب دیده نمیشه ولی عمو میلاد برات خریده و من هم برات نگه داشتم عاشق تشک بازیت بودی الان رو زمین میکشیش مخصوصا از نور و صداش خوشت میومد این عکس رو تو اتاق حلما ازت گرفتم بابایی رفته بود ماموریت و بابابزرگ و مامان بزرگ هم رفته بودند کرمان و ما هم ...
30 آذر 1391

خاله

روزهامون هر روز قشنگ تر میشه در کنار تو . اونقدر با هم خاطرات زیبا داریم که باید تمام وقت اینجا برات بنویسم داشتم عکسهای پارسال رو نگاه میکردم واقعا با الان خیلی تفاوت داری هی عکسها رو نگاه میکنم و میگم این دختر منه !!!!!!!!!!!!! چقدر ماشالله بزرگ شدی تصمیم گرفتم عکسهات رو به تفکیک ماه اینجا برات بذارم مخصوصا برای خاله فرزانه که از ما دوره و براش تجدید خاطره بشه  به زودی هم عکسهایی که مامان گرفته و هم عکسهای آتلیه گل دخترمون رو برای یادگاری اینجا میزاریم تا خاله اینقدر به مامان غر نزنه   ...
28 آذر 1391