امید و آرزوی مامانی و بابایی
نگارش در تاريخ چهارشنبه 19 مهر 1391 و ساعت 12:53 توسط مامان ریحانه

و ان يكاد

خداوندا دختر عزیزم را فقط به تو میسپارم پروردگارم .خدایا در تمام طول زندگی نگهدارش باش تو بودی که هدیه زیبایت را بمن سپردی کمکم کن به خوبی ازاو نگهداری کنم و شرمنده تو نباشم .

 


موضوع : | بازدید : مرتبه
نگارش در تاريخ دوشنبه 5 آبان 1393 و ساعت 10:15 توسط مامان ریحانه

 

السلام علیک یا أباعبدالله

وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا

سلام الله أبدا مابقیت وبقی اللیل والنهار

ولاجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم

السلام علی الحسین

وعلى علی بن الحسین

وعلى أولاد الحسین

وعلى أصحاب الحسین

 

 

پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی کشیدوگفت:که ماه محرم است.

گفتم: که چیست محرم؟با ناله گفت:ماه عزای اشرف اولاد آدم است

 


موضوع : | بازدید : 8 مرتبه
نگارش در تاريخ پنجشنبه 17 مهر 1393 و ساعت 9:28 توسط مامان ریحانه

به ترتیب تاریخش

خاله مرضیه دوست خوب مامان اومده بود شهر ما که البته شهر پدری خودش هم هست دلم خیلی براش تنگ شده بود قرار گذاشتیم هم دیگه رو دیدیم شما هم خیلی دوسش داشتی چون خییییلی مهربونه بعد از ظرش با اصرارت رفتیم کافی شاپ چه علاقه داری خلاصه خیلی خوب بود فردای اون روز هم به اتفاق همسر خاله و دو تا دخترای گلش رفتیم سینما (شهر موشها ) خوب تقریبا اوایل فیلم برات جذاب نبود اما یه دل سیر پفک خوردی نه

تا اینکه فیلم به جاهای حساسش رسید و قسمتی که اسمشو نبر (گربه) اومد شما دیگه جم نخوردی خندونک فکر میکردم بترسی اما اصلا ترس نبود توجه بود خلاصه خیلی خوش گذشت هنوز تیزر های یا تبلیغات تلویزیون رو میبینی یاد خاله مرضیه و سینما میکنی دلمون خیلی براشون تنگ شده

هلیا جون که خیلی خانم شده ماشالله من چند سالی بود ندیده بودمش چقدر روزها زود میگذره بوسوهمیلای عزیزم که خیلی با شما مهربون بود خوب هر دو تا دختر به مامان و باباشون رفتند

سریع پریدی روی اون یکی مبل که ازت بازم عکس بگیرم

وقتی کسی رو ببینی که بهت توجه میکنه دیگه میری تو خط لوس شدن یه عکس خوب نزاشتی بگیرم غمگین

خلاصه خیلی بهمون خوش گذشت

عروسی خاله ربابه دوست عزیزم که خیلی دوستش دارم من و خاله مرضیه و خاله ربابه دبیرستانمون رو با هم گذروندیم یکی از بهترین دورانهای زندگیمونو در کنار هم خووووووووووووووووووووش گذروندیم شما هم خیلی خاله ربابه رو دوست داری وای که با لباس عروس هم دیدیش دیگه عاشقش شدی هنوز که یه هفته میگذره تو جو عروسی هستی

 

 

 

 

 

امیدوارم زندگیشون پر از موفقیت و خوشبختی باشه و بهترین روزها رو در کنار هم تجربه کنند

 

عید قربان  هم اینجا تو شهر ما خیلی خوب و مفصل میگیرند سه روز کلا شهرمون تعطیله

چند تا عکس برای یادگاری برات میزارم تو خونه خودمون که یادم رفت عکس بگیرم

خونه بابا بزرگ بغل عمو احسان

 

چند وقت قبل از عید قربان این عکس رو با یه گوسفند که بابا بزرگ خریده بود تا ببرن جنگل به زور ازت گرفتم من بچه بودم اااااااصلا نمیترسیدمقوی و شما همین جا هم به زور وایسادی زبانخنده

 

روز بعد ار عید از خلوتی خیابونها استفاده کردیم و کلی قدم زدیم جلوی خونه بابا بزرگ

 

 


موضوع : | بازدید : 14 مرتبه
نگارش در تاريخ سه شنبه 15 مهر 1393 و ساعت 17:17 توسط مامان ریحانه

روزها میگذره  یا فرصت ندارم و یا تنبلی میکنم خندونک ببخشید که دیر به دیر آپ میکنم

الان دیگه 38 ماهه شدی جشن

مث اینکه باید یه پست طولانی بزارم زبان

از کجا بگم ........

اول یه روز دیگه خونه خاله فاطمه

خدا کنه خدا کنه همیشه با هم خوب باشید ما خواهر هام هم بیشتر هم رو ببینیم غمگینهیس

تو اتاق حلما دکتر شدی شما چه آمپولی هم داریخندونک حلما چه نقششو خوب بازی میکنه خنده

الهی فدات بشم دکتر کوچولوی من

 

یه کاری تو مشهد برای مامان پیش اومد که یه دفعه مجبور شدیم بریم  اتفاقا خیلی هم خوش گذشت و دیدار ها هم تازه شد کلی هم گشتیم به هوای خریدهای مدرسه عمه یاسمین

تو  محوطه خونه عمو میلاد

یه شب که میرفتیم بیرون

آخه این ژستها رو ...

 

و اتفاقا این طور که عکسها نشون میده همیشه هم خندان نیستی گاه اوقات بلایی سرمون میاری کچل

اینجا هم بهانه میگیری امان از وقتی که خوابت بیاد امان عکسها رو که نگاه میکنم خوشم میاد اما اون موقع عصبانیعصبانی خوب سر موقع  میگم مامان بخواب عزیزم خوب بخواب فکر میکنی اگه بخوابی از همه چیز عقب میمونی چشمک

منتظر بودیم عمو میلاد هم کارشو تموم کنه و با ما بیاد

قهر کردی نه

کم کم داری آروم میشی همیشه وقتی شاد بودی ازت عکس میگرفتم اما دیدم لازمه بعدا ببینی ...

 

یه شب دیگه رفتیم کفش بخریم مغازه نزاشتین برای فروشنده بیچاره هیچی هم نمیگفت آآآآآآآزاد بودید خنده

 

 

 

ما هم دیدیم خیلی اذیتشون کردیم همه کفش خریدیم خندونک

 

یه شب دیدیم هوا خوبه سه نفری رفتیم پارک

نمیدونم تبلتت رو کی آوردی دیگه شام خوردی همونجا نشستی من به هوای پیاده روی آوردمتون بیرون اون وقت پدر و دختر از جاتون تکون نخوردین بیشتر باید قایمش کنم

 

حسابی دیگه یادگرفتی ما باید ازت بپرسیم چطوری با این بازی کنم با همه گوشی ها هم میتونی کار کنی زود اول گالری رو پیدا میکنی  بعد هم بازی

 

چه کیفی میکنی

میرقصی آهنگ گذاشتی

 

 

ادامه دارد ...


موضوع : | بازدید : 18 مرتبه
نگارش در تاريخ شنبه 29 شهريور 1393 و ساعت 12:1 توسط مامان ریحانه

امید جونم جات خالیه خاله

20روز پیش ما بود شما هم خیلی یادشو میکنی مخصوصا که همش میگفتی من بهش غذا بدم من بخوابونمش بزار روی پای من خلاصه خیلی باهاش بهت خوش گذشت ولی حالا جاش خالیه دلمون تنگ شده براش

به قول نیایش امید جیان (جهان)

دلم تنگ شده برای خنده هات

همگی رفتیم پارک شبنم جای مامان بزرگ هم خالی بود

رفتیم تولد عمو مهدی

اینجا هم تولد عمو مهدی هست شما در کنار پرند که فکر کنم از دستت ناراحته بخاطر تبلت نه

امید تو تولد عمو مهدی

بغل بابا بزرگ

تولد نیایش

 

یادش بخیر بعد از ناهار یه تیکه نور می افتاد روی فرش و امید به دو میرفت سراغش و یه ساعت سعی میکرد بگیرش خندهخنده 

دیدی من دارم عکس میگیرم شما هم رفتی سریع نشستی کنارش  

ان شالله زود بیایی خاله بوسبوسبوس


موضوع : | بازدید : 25 مرتبه
نگارش در تاريخ چهارشنبه 26 شهريور 1393 و ساعت 12:39 توسط مامان ریحانه

رها خانم باعمه شهناز و یاسمن جون اومدن پیش ما خیلی خوش گذشت و خاطرات جالبی برامون رقم خورد

عکسهای یادگاریشو برات میزارم خیلی بازی کردید و البته دعوا....خنده

آماده شده بره ددبغل

جمعتون جمع شده و فقط خدا میدونه چه کردید کچلبیچاره بابام و خواب بعد از ظهرش

یه روز آب بازی که خیلی هم کیف کردید

اول نیایش

رها هم اومد

 

و امیر علی هم وارد میشود

اینجا قبل از افتادن رها کوچولو از پله ها بود که مامانی با یه حرکت ژانگولری رها رو تو هوا گرفت راضیبغل خدا خیلی رحم کرد قیافه یاسمن دیدن داشت تعجبترسو

 

جاشون خالی اما رها با کلماتش کلی خاطره گذاشته هنوز هممون میگیم "نی نی نکن " نی نی برو "بوس

خونه خاله زهرا هم خیلی خوش گذشتچشمکخنده

 


موضوع : | بازدید : 26 مرتبه
نگارش در تاريخ سه شنبه 25 شهريور 1393 و ساعت 16:40 توسط مامان ریحانه

درسته خیلی دیر شد اما نمیشد ازش گذشت دو تا گل خوشگل به جمع ما اضافه شدند با فاصله 16 روز اول سایدا دختر دلبر جون 15 مرداد تو یه روز بی نهایت گرم بدنیا اومد بوسمحبتبغل

دخترم داره میره دیدن نی نی

 

هدیه نیایش برای سایدا اصرار داشتی شما هم براش هدیه ببری وخودت انتخاب کردی

 

سایدا کوچولو تو بیمارستان محبت

7 روزه بعد خونه زنعمو

امیر علی اولین بار اینجا گفت نی نی

و علی آقا نی نی خاله فاطمه تو همون بیمارستان و همون اتاق (این هم دست حلما هست که از لحظه اول شروع کرده بود)خسته

 

خواهر و برادر در اولین لحظه های با هم بودن محبت

 

علی خاله تو دهمین روز زندگیش محبت

 

 

ان شالله هر دو تا شکوفه زندگی خوشبخت و شاد و سلامت باشند در کنار پدر و مادر بوس

 


موضوع : | بازدید : 37 مرتبه
نگارش در تاريخ سه شنبه 18 شهريور 1393 و ساعت 9:52 توسط مامان ریحانه

تولدت رو با 9 روز تاخیر نهم شهریور گرفتیم

چون نی نی خاله فاطمه سه روز قبل از تولد شما بدنیا اومده بود و سرمون حسابی شلوغ شده بود گذاشتیم ده روز از تولدعلی کوچولو بگذره تا همه با خیال راحت بیان تولد هر چند اون روزها خیلی کار داشتم و کارهای خونه مامان بزرگ هم گردن من وخاله فرزانه بود نتونستم اون جور که دلم میخواد تدارک تولد ت رو ببینم چون اول قرار بود نی نی و خاله بیان خونه مامان بزرگ و یه دفعه برنامه هامون بهم خورد

هر چند تولد خوبی بود مهمتر از همش اینکه خیلی به شما خوش گذشت امسال فقط خانمهای محترم مهمون ما بودند ولی شما که انواع و اقسام مختلف برای مامان میرقصی اصلا برای رقصیدن همکاری نکردی دوست داشتم تو فیلمت باشه که نشد

شب قبل تا صبح بیدار موندم  تا دسر هارو درست کنم ذوق و شوقت خیلی به من انرژی میداد تزیناتت رو که آماده میکردم برگه هارو میگرفتی و تند تند بوسشون میکردی بوس همینکه اینقدر خوشحال بودی برام کافی بودبغل

 

قبل از اومدن مهمونا برای مامان  نای میکنی بغل

 

تزیینات که بعلت کمبود وقت یه سری ها رو هم نچسبوندم غمگین

 

 

 

 

 

 

 

بنرت

 

تاج دخترم

 

کیک تولدت

دوستات از سمت راست آقا طاها -آقا صدرا -علی آقا-رزا کوچولو- فرناز خانم-و امیر علی خاله

امیر علی اینجا بهتر مشخصه محبت

طاها -صدرا- علی - رزا و فرناز - و پرند با لباس عروسش محبت

 

شما و امید خاله

 

علی آقا که امسال میره کلاس اول موفق باشی خاله جون

سایدا کوچولو که فکر کنم چهلمین روز زندگیشو میگذرونه نی نی خاله دلبرمحبت

سارینا که راضی نمیشد ازش عکس بگیریم محبت

حلما که دیرتر اومد امسال موقع بریدن کیک نیایش نبود محبت

نیایش هم داره از تولد براش تعریف میکنه زیبا

میز پذیرایی

 

 

 

 

 

 

این دستمالها رو هم خاله ربابه (دوست مامانی )برات خریده بود اما متاسفانه بخاطر تغییر زمان تولد نتونست بیاد خیلی حیف شد جاش خیلی خالی بود

کلیپ تولدت

 

 

 

هدیه ها محبت

از طرف مامان بزرگ

از طرف بابایی

از طرف مامانی

 

خاله جونیا

عمه سمیه

 

خاله نرجس

خاله محبوب -خاله فاطمه و خاله الهام (عمه امیر علی)

و بقیه مهمونای گلمون هم هدیه نقدی دادند

مث با با بزرگ -مامان بزرگهای مامانی-خاله سیمین -خاله سیما-خاله سهیلا-راحله جون -فاطمه جون -ملیحه جون  -بهناز جون- کوثر جون-ربابه جون -زنعمو شهین -دلبر جون-و خاله فاطمه  از همشون بی نهایت ممنونیم که شما رو تو تولد سه سالگیت همراهی کردند

نیایش و حلما بعد از تولد

فردای تولد کلی با هدیه هات کیف کردی

کارت تشکر

 

یادش بخیر بوسبوس

تولد یکسالگی جشن

http://niayesh-90.niniweblog.com/post17.php

ادامه تولد یکسالگی جشن

http://niayesh-90.niniweblog.com/post18.php

 

تولد دو سالگی جشن

http://niayesh-90.niniweblog.com/post58.php

 


موضوع : | بازدید : 49 مرتبه
نگارش در تاريخ چهارشنبه 5 شهريور 1393 و ساعت 19:00 توسط مامان ریحانه

اینها همه عکسهای آتلیه ای شماست

سال اول زنگی قند عسل مامان بوس

این اولین عکس شماست در ماه اول زندگی بوسبوسبوسبوسبوس

دو ماهگی بوس

سه ماهگی بوس

 

 

چهار ماهگی همزمان شدن چهار ماهگی با ایام محرم بوس

چهار ماهگی به مناسبت اولین شب یلدابوس

پنج ماهگی بوس

شش ماهگیبوس

هفت ماهگیبوس

 

 

هشت ماهگی بوس

نه ماهگی بوس

 

ده ماهگیبوس

یازده ماهگی بوس

 

دوازده ماهگی قبل از تولد زنبوری بوس

دوازده ماهگی بعد از تولد زنبوری بوس

 

سال دوم زندگی عزیزترینم بوس

 

 

 

 

 

 

 

پایان سال دوم و عکسها به مناسبت تولد دوسالگی که تولدت هم توت فرنگی بود بوس

سال سوم زندگی گل مامان بوس

 

 

 

 

 

 

 

 

چند تا از عکسهامون هم خانوادگی بوده چشمک

قربونت برم عزیزم بوس


موضوع : | بازدید : 41 مرتبه
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 14 صفحه بعد

درباره وبلاگ

در روز 30 مرداد 1390 خداوند مهربون بهترین هدیه زندگیمونو به من وهمسرم داد. با لحظه لحظه هاش شادیم و این روزهای عاشقانه زیستن رو برای دخترمون نیایش ثبت میکنیم
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
arman
پيوند هاي روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 107 نفر
بازديدهاي ديروز : 54 نفر
بازدید هفته قبل : 438 نفر
كل بازديدها : 47288 نفر
Powered By NiNiweblog.com