امید و آرزوی مامانی و بابایی
نگارش در تاريخ چهارشنبه 19 مهر 1391 و ساعت 12:53 توسط مامان ریحانه

و ان يكاد

خداوندا دختر عزیزم را فقط به تو میسپارم پروردگارم .خدایا در تمام طول زندگی نگهدارش باش تو بودی که هدیه زیبایت را بمن سپردی کمکم کن به خوبی ازاو نگهداری کنم و شرمنده تو نباشم .

 


موضوع : | بازدید : مرتبه
نگارش در تاريخ شنبه 29 شهريور 1393 و ساعت 12:1 توسط مامان ریحانه

امید جونم جات خالیه خاله

20روز پیش ما بود شما هم خیلی یادشو میکنی مخصوصا که همش میگفتی من بهش غذا بدم من بخوابونمش بزار روی پای من خلاصه خیلی باهاش بهت خوش گذشت ولی حالا جاش خالیه دلمون تنگ شده براش

به قول نیایش امید جیان (جهان)

دلم تنگ شده برای خنده هات

همگی رفتیم پارک شبنم جای مامان بزرگ هم خالی بود

رفتیم تولد عمو مهدی

اینجا هم تولد عمو مهدی هست شما در کنار پرند که فکر کنم از دستت ناراحته بخاطر تبلت نه

امید تو تولد عمو مهدی

بغل بابا بزرگ

تولد نیایش

 

یادش بخیر بعد از ناهار یه تیکه نور می افتاد روی فرش و امید به دو میرفت سراغش و یه ساعت سعی میکرد بگیرش خندهخنده 

دیدی من دارم عکس میگیرم شما هم رفتی سریع نشستی کنارش  

ان شالله زود بیایی خاله بوسبوسبوس


موضوع : | بازدید : 7 مرتبه
نگارش در تاريخ چهارشنبه 26 شهريور 1393 و ساعت 12:39 توسط مامان ریحانه

رها خانم باعمه شهناز و یاسمن جون اومدن پیش ما خیلی خوش گذشت و خاطرات جالبی برامون رقم خورد

عکسهای یادگاریشو برات میزارم خیلی بازی کردید و البته دعوا....خنده

آماده شده بره ددبغل

جمعتون جمع شده و فقط خدا میدونه چه کردید کچلبیچاره بابام و خواب بعد از ظهرش

یه روز آب بازی که خیلی هم کیف کردید

اول نیایش

رها هم اومد

 

و امیر علی هم وارد میشود

اینجا قبل از افتادن رها کوچولو از پله ها بود که مامانی با یه حرکت ژانگولری رها رو تو هوا گرفت راضیبغل خدا خیلی رحم کرد قیافه یاسمن دیدن داشت تعجبترسو

 

جاشون خالی اما رها با کلماتش کلی خاطره گذاشته هنوز هممون میگیم "نی نی نکن " نی نی برو "بوس

خونه خاله زهرا هم خیلی خوش گذشتچشمکخنده

 


موضوع : | بازدید : 10 مرتبه
نگارش در تاريخ سه شنبه 25 شهريور 1393 و ساعت 16:40 توسط مامان ریحانه

درسته خیلی دیر شد اما نمیشد ازش گذشت دو تا گل خوشگل به جمع ما اضافه شدند با فاصله 16 روز اول سایدا دختر دلبر جون 15 مرداد تو یه روز بی نهایت گرم بدنیا اومد بوسمحبتبغل

دخترم داره میره دیدن نی نی

 

هدیه نیایش برای سایدا اصرار داشتی شما هم براش هدیه ببری وخودت انتخاب کردی

 

سایدا کوچولو تو بیمارستان محبت

7 روزه بعد خونه زنعمو

امیر علی اولین بار اینجا گفت نی نی

و علی آقا نی نی خاله فاطمه تو همون بیمارستان و همون اتاق (این هم دست حلما هست که از لحظه اول شروع کرده بود)خسته

 

خواهر و برادر در اولین لحظه های با هم بودن محبت

 

علی خاله تو دهمین روز زندگیش محبت

 

 

ان شالله هر دو تا شکوفه زندگی خوشبخت و شاد و سلامت باشند در کنار پدر و مادر بوس

 


موضوع : | بازدید : 13 مرتبه
نگارش در تاريخ سه شنبه 18 شهريور 1393 و ساعت 9:52 توسط مامان ریحانه

تولدت رو با 9 روز تاخیر نهم شهریور گرفتیم

چون نی نی خاله فاطمه سه روز قبل از تولد شما بدنیا اومده بود و سرمون حسابی شلوغ شده بود گذاشتیم ده روز از تولدعلی کوچولو بگذره تا همه با خیال راحت بیان تولد هر چند اون روزها خیلی کار داشتم و کارهای خونه مامان بزرگ هم گردن من وخاله فرزانه بود نتونستم اون جور که دلم میخواد تدارک تولد ت رو ببینم چون اول قرار بود نی نی و خاله بیان خونه مامان بزرگ و یه دفعه برنامه هامون بهم خورد

هر چند تولد خوبی بود مهمتر از همش اینکه خیلی به شما خوش گذشت امسال فقط خانمهای محترم مهمون ما بودند ولی شما که انواع و اقسام مختلف برای مامان میرقصی اصلا برای رقصیدن همکاری نکردی دوست داشتم تو فیلمت باشه که نشد

شب قبل تا صبح بیدار موندم  تا دسر هارو درست کنم ذوق و شوقت خیلی به من انرژی میداد تزیناتت رو که آماده میکردم برگه هارو میگرفتی و تند تند بوسشون میکردی بوس همینکه اینقدر خوشحال بودی برام کافی بودبغل

 

قبل از اومدن مهمونا برای مامان  نای میکنی بغل

 

تزیینات که بعلت کمبود وقت یه سری ها رو هم نچسبوندم غمگین

 

 

 

 

 

 

 

بنرت

 

تاج دخترم

 

کیک تولدت

دوستات از سمت راست آقا طاها -آقا صدرا -علی آقا-رزا کوچولو- فرناز خانم-و امیر علی خاله

امیر علی اینجا بهتر مشخصه محبت

طاها -صدرا- علی - رزا و فرناز - و پرند با لباس عروسش محبت

 

شما و امید خاله

 

علی آقا که امسال میره کلاس اول موفق باشی خاله جون

سایدا کوچولو که فکر کنم چهلمین روز زندگیشو میگذرونه نی نی خاله دلبرمحبت

سارینا که راضی نمیشد ازش عکس بگیریم محبت

حلما که دیرتر اومد امسال موقع بریدن کیک نیایش نبود محبت

نیایش هم داره از تولد براش تعریف میکنه زیبا

میز پذیرایی

 

 

 

 

 

 

این دستمالها رو هم خاله ربابه (دوست مامانی )برات خریده بود اما متاسفانه بخاطر تغییر زمان تولد نتونست بیاد خیلی حیف شد جاش خیلی خالی بود

کلیپ تولدت

 

 

 

هدیه ها محبت

از طرف مامان بزرگ

از طرف بابایی

از طرف مامانی

 

خاله جونیا

عمه سمیه

 

خاله نرجس

خاله محبوب -خاله فاطمه و خاله الهام (عمه امیر علی)

و بقیه مهمونای گلمون هم هدیه نقدی دادند

مث با با بزرگ -مامان بزرگهای مامانی-خاله سیمین -خاله سیما-خاله سهیلا-راحله جون -فاطمه جون -ملیحه جون  -بهناز جون- کوثر جون-ربابه جون -زنعمو شهین -دلبر جون-و خاله فاطمه  از همشون بی نهایت ممنونیم که شما رو تو تولد سه سالگیت همراهی کردند

نیایش و حلما بعد از تولد

فردای تولد کلی با هدیه هات کیف کردی

کارت تشکر

 

یادش بخیر بوسبوس

تولد یکسالگی جشن

http://niayesh-90.niniweblog.com/post17.php

ادامه تولد یکسالگی جشن

http://niayesh-90.niniweblog.com/post18.php

 

تولد دو سالگی جشن

http://niayesh-90.niniweblog.com/post58.php

 


موضوع : | بازدید : 16 مرتبه
نگارش در تاريخ چهارشنبه 5 شهريور 1393 و ساعت 19:00 توسط مامان ریحانه

اینها همه عکسهای آتلیه ای شماست

سال اول زنگی قند عسل مامان بوس

این اولین عکس شماست در ماه اول زندگی بوسبوسبوسبوسبوس

دو ماهگی بوس

سه ماهگی بوس

 

 

چهار ماهگی همزمان شدن چهار ماهگی با ایام محرم بوس

چهار ماهگی به مناسبت اولین شب یلدابوس

پنج ماهگی بوس

شش ماهگیبوس

هفت ماهگیبوس

 

 

هشت ماهگی بوس

نه ماهگی بوس

 

ده ماهگیبوس

یازده ماهگی بوس

 

دوازده ماهگی قبل از تولد زنبوری بوس

دوازده ماهگی بعد از تولد زنبوری بوس

 

سال دوم زندگی عزیزترینم بوس

 

 

 

 

 

 

 

پایان سال دوم و عکسها به مناسبت تولد دوسالگی که تولدت هم توت فرنگی بود بوس

سال سوم زندگی گل مامان بوس

 

 

 

 

 

 

 

 

چند تا از عکسهامون هم خانوادگی بوده چشمک

قربونت برم عزیزم بوس


موضوع : | بازدید : 19 مرتبه
نگارش در تاريخ پنجشنبه 30 مرداد 1393 و ساعت 16:50 توسط مامان ریحانه

از روزی که صدایت در وجودم طنین انداز شد،شتاب تپیدن قلبم رو به فزونی یافت

امروز ثانیه ها نام تو را فریاد می زنند و من در اوج عشق

خود را در پستوی زمان تنها حس نمی‌کنم . . .

تولدت مبارک

 

تولدت مبارک عزیز دل مادر بی نهایت عاشقتم و دنیا در کنار تو برام  معنای دیگه ای داره

 

امروز روز تولد توست و من هر روز بیش از پیش به این راز پی میبرم

که تو خلق شده ای برای من تا زیباترین لحظه ها را برایم بسازی . . .

تولدت مبارک

 


موضوع : | بازدید : 21 مرتبه
نگارش در تاريخ چهارشنبه 29 مرداد 1393 و ساعت 10:30 توسط مامان ریحانه

تعطیلات عید فطر که برای ما کلا با مرخصی شد پنج روز رو رفتیم خونه بابابزرگ ولی هوا خیییییلی خوب بود خنک ایندفعه حسابی گشتیم روز اول خونه بابابزرگ موندیم و فرداش همراه با با بزرگ و مامان بزرگ رفتیم خونه عمو موسی (عموی بابایی) یه شب اونجا بودیم حال عموی بابایی زیاد خوب نبود و باید حتما بهشون سر میزدیم شب خیلی خوبی بود به شما هم خیلی خوش گذشت

فرداش کمی تو شهر درگز  گشتیم و رفیم به سمت شهر کلات آب و هوا بی نهایت پاک  و خوب بود احساس میکردم در شمال هستیم اما هوا بدون ذره ای شرجی در شهر کلات مکانهای تاریخی اون شهر رو دیدیم و همگی رفتیم مشهد خونه عمو میلاد که شما بهشون بینهایت علاقه داری و در کنار عمه ها و زنعمو الهام و البته آرتین خیلی بهت خوش گذشت در کل سفر بسیار خوبی بود انقدر بهمون خوش گذشت که میخوام بابابزرگ حاجی رو هم ببریم چون بابابزرگ اولا به اون دیار تعلق داره و بسیار به تاریخ مخصوصا نادر شاه علاقه داره که مکانهای تاریخی اونجا متعلق به اون زمانها هست

 

تو راه رفتن دخترک مامان

 

 

عاشق تولد و فوت کردن و بریدن کیکی بابا رفت شیرینی خرید و شما هم برای خودت تولد گرفتی

 

تو خونه بابا بزرگ شما و پسر عموی کوچولوتون آرتین

شب با عمو میلاد و زنعمو و شما دو تا کوچولو رفتیم پارک

 

آرتین که ماشالله یه جا وای نمی ایستاد

 

 

شب هم تولد عمو میلاد بود و تو حیاط یه تولد کوچولو براش گرفتیم جشن

این توپ مال آرتینه خندونک

فردا صبحش شما تو حیاط توپ بازی میکردی هوا هم خیلی خوب بود واز بس تو خونه نشسته بودی تو گرما شهر خودمون دیگه تو خونه نمی یومدی

با آرتین سر توپ دعوات شده که البته فعلا شما زورت میرسه خنده

اصلا ............. ماشاللههیس

پیانو عمه یا سمین رو میزنی و میخونی محبتبوسآرتین بهش میگفت شیش تومنی شما هم همینو میگی خنده

تو راه درگز

 

هوا خیلی خوب بود

 

خونه عمو موسی

شهر کلات عمارت خورشید

کنار مجسمه نادر شاه افشار

 

این عکس رو از اینتر نت گرفتم چون بیشتر عکسهامون خانوادگی بود نمای بیرونی عمارت

 

 

مسجد کبود

 

داخل عمارت خورشید

پله ها خیلی قدیمی بود و اجازه رفت وآمد داده نمیشد

 

توپ های قدیمی

 

هر دری که کمی فرمش با بقیه فرق بکنه شما با درب های حرم امام رضا اشتباه میگیری و دست میکشی ومیبوسی بوس

 

موزه مردم شناسی

 

قسمت مراسم ازدواج

 قسمت آهنگری

 

 

در حال انتخاب طبق معمول

 

هر چی میگم مامان نرو سوال اما میگی که خوشگله میخوام عکس بگیرم

 

 

آخر یا عکاس میشی یا مدل سکوت

 

 

 

رفتیم مشهد خونه عمو و شما وآرتین دارین میرین پیش عمه سمیه فیلمش چقدر خوشگله بغل

 

 

 

یه شب رفتیم پارک و از دور دیدم دختر قویه مامان داره از پسر عموش دفاع میکنه تشویق

موقع شام من شما دو تا بردم پارک که بازی کنید اما نمیدونستم چیکار کنم داشتم روانی میشدم موندم مادر های ما چطوری چند تا بچه رو با هم بزرگ میکردند اما من نیم ساعت هم نتونستم کچلکچلکچل

 

 در راه برگشت تو شهر فاروج روبروی مرکزهای فروش خشکبار یه پارک بود که شما رو بزور آوردیم دو باره تو ماشین

 

فدای خوابیدنای نازت بشم زیبا

داری حسابی میرقصی فقط به زور از ترس پلیس مینشستی

 

خیلی زیاد از بابا بزرگ و مامان بزرگ و عمو و عمه و زنعمو تشکر میکنیم که در کنار اونها خیلی بهمون خوش گذشت

 


موضوع : | بازدید : 16 مرتبه
نگارش در تاريخ 26 مرداد 1393 و ساعت 3:13 توسط مامان ریحانه

 علاقه ای زیادی به فیلمهای مربوط به خودت نشون نمیدی قبل از تولدت کلی سیدی کارتون برات خریده بودم اما وقتی برات میزارم چند دقیقه بعد جلوی تلویزیون نیستی امااااااااااااااا فیلمهای بزرگتر ها رو خوب نگاه میکنی هنوز حرف زدنت کامل نشده بود که اسم فیلمها و بازیگراشون رو تکرار میکردی همیشه این شما هستی که ما رو صدا میکنی "مامان بیا شروع شد "گیج بعضی ها رو هم تا آخر شب بیدار میمونی هر چقدر اصرار میکنیم مامانی برو بخواب میگی نه بزار ببینم چی میشه  آهنگهاشون رو خیلی خوب تشخیص میدی اگه مسابقه بزارین شما اول میشی خندونک 

اینم یه شب که نمیخوابیدی

 

شال منم پیچیدی دورت از بس که بابایی کولر رو مستقیم در سردترین شماره نگه میداره کچل

نمیدونم چی دیدی که اینقدر ذوق کردی شاید فیلم شروع شده بود سوال

 

 

 

 

خوب بخواب مادرهیسسوالخواب

 

 

 


موضوع : | بازدید : 22 مرتبه
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 14 صفحه بعد

درباره وبلاگ

در روز 30 مرداد 1390 خداوند مهربون بهترین هدیه زندگیمونو به من وهمسرم داد. با لحظه لحظه هاش شادیم و این روزهای عاشقانه زیستن رو برای دخترمون نیایش ثبت میکنیم
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
arman
پيوند هاي روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 17 نفر
بازديدهاي ديروز : 80 نفر
بازدید هفته قبل : 153 نفر
كل بازديدها : 43322 نفر
Powered By NiNiweblog.com

كد موسيقي براي وبلاگ